![]() |
![]() |
--WEBLOG ![]() January 24, 2012 4:10 PM
تقديم به پدرم به پاس چهلوچند سال تلاش شرافتمندانه در صنعت نفت در ۱۳۱۲ شمسی، پالایشگاه آبادان برای تربیت نیروی فنی خود آموزشگاهی تحت عنوان Artisan school یا آموزشگاه حرفهای که به «کارخانهٔ کارآموزان» نیز معروف بود، تاسیس کرد که درواقع الگوی اولیه هنرستانها و نظام کاردانش در ساختار آموزش و پرورش ایران است. آموزشگاه حرفهای با مدیریت بسیار قوی و سختگیر، از بین نوجوانان - در هر سطح اجتماعی- جذب کارآموز میکرد. نکته جالب این بود که کارآموزان، میتوانستند در نظام آموزش و پرورش مرسوم آن زمان در رشتههای ریاضی، طبیعی و ادبی تحصیلات نظری خود را ادامه دهند و موفق به اخذ دیپلم متوسطه شوند و همزمان در آموزشگاه حرفهای به فراگرفتن اصول اولیه صنعت و تکنولوژی بپردازند. در پایان دوره، براساس هوش، استعداد و توانایی فنی آنها را بین واحدهای مختلف پالایشگاه مثل برق، آب و مکانیک، تراشکاری، عملیات پالایش و... بعنوان کارگر فنی تقسیم میکردند. البته آنهایی که موفق به اخذ دیپلم میشدند خیلی زود به درجه کارمندی ارتقاءمییافتند و از حقوق و مزایای بالاتری برخوردار میگشتند. بدون شک، آموزشگاه حرفهای نقشی غیرقابل انکار در ساختار اجتماعی آبادان داشته است زیرا تربیت چندین هزار نفر نیروی تکنسین فنی قابل و ماهر - که اکثریت آنها بعداً جزء مدیران صنعت نفت کشور شدند- در کنار دانشگاه صنعت نفت آبادان AIT - که تربیت نیروی متخصص عالیرتبه نفت را برعهده داشت - موجب بالندگی و هدفمندی و پرورش نگاه صنعتی در جزئیترین لایههای اجتماعی شهر آبادان میگردید. ارائه دقیق یک نظر مستدل و قابل استناد در این خصوص، صدالبته در توان اساتید بزگوار علم جامعهشناسی است که بصورت علمی و روشمند به این موضوع بپردازند ولی بنظرم اگر در مقام مقایسه بین شهر «آبادان» که صنعت، تکنولوژی وابزارهای نوین در تمامی لایههای اجتماعی آن رسوخ کرده بود و نسبت قابل توجهی از جمعیت شهر را تکنسینهای فنی و مجرب تشکیل میدادند، باسایرشهرها که ارتباطات اجتماعی بر پایه نیازها و تعاملات پیشهورانه، کشاورزی، صید و... بنا شده بودند، ما را به نکات بسیار ویژهای در نگاه جامعهشناسانه به آبادان و رفتارشناسی آبادانیها میرساند که بهیچ وجه قابل انکار نیستند. تعطیلی آموزشگاه حرفهای منجر به جایگزینی هیچ گزینهٔ همسطح دیگر در این شهر نشد و آموزشهای فنیوحرفهای و هنرستانهای فنی نیز با تمام غنا، تلاش و پشتکاری که در امر آموزش بروز دادند، هیچگاه نتوانستند جایگاهی که «آموزشگاهحرفهای» از نظر هدفمندی، ایجاد انگیزه، تضمین اشتغال، تحکیم روابط انسانی بین کارآموزان، وجدان کاری و درنهایت پیوند اجزای اجتماعی شهر دارا بود را تصاحب کنند. تفکرمدیریتی آموزشگاه حرفهای آنقدر جامع نگر بود که علاوه بر اهمیت به سطح آموزش فنی و نظری کارآموزان، به اوقات فراغت و کاهش ناهنجاریهای روانی و جسمی ایشان نیز دقت میکرد و تاسیس «باشگاه کارآموزان» که یک باشگاه تمام عیار اجتماعی، ورزشی، هنری و... بود نیز درهمین راستا صورت گرفت. در حقیقت، این سیستم برای تمام اوقات شبانه روز کارآموزان برنامه ریزی کرده بود تا حتی دوستان خود را نیز از بین افراد کوشا و هدفدار همچون خودشان انتخاب کنند، حتی اوقات فراغتشان را نیز باهم باشند و از ارتباط با افراد تنبل، بیکاره و بیانگیزه دوری کنند. تا بعدها که در پالایشگاه استخدام میشوند و خانه سازمانی میگیرند و با همان دوستانشان همکار اداری و همسایه خانگی شوند و.... بعد از دهها سال، این تفکر منجر به دوستیهای بسیار عمیق و رفتارسازمانی بسیار مسئولانه در ایشان گردیده است که شخصاً نظیر آنها را در هیچ سیستم اداری دیگری ندیدم. آموزشگاه حرفهای پس از سالیان دراز خاموشی و فراموشی، تبدیل به «نمایشگاه نفت و دفاع مقدس» شد که انصافاً، سرویسدهی خوبی در ایام نوروز ۸۸ به مهمانان و همشهریان داشت. گرچه، باتوجه به نقشی بیبدیلی که آموزشگاه حرفهای در بدنه صنعت نفت ایران داشت و همچنین جایگاه والایی که در مدیریت لایههای اجتماعی آبادان ایفا کرده بود، هنوز حق مطلب به درستی ادا نشده است و تبدیل آن مکان به موزهٔ نفت یک ضرورت فرهنگی در شهر آبادان و کشوری که اقتصادش متکی به نفت است، میباشد. چرا که فراموشی نقش و سابقهٔ صدسالهٔ آموزشگاهحرفهای پالایشگاه آبادان بعنوان قدیمیترین مرکزآموزشهای فنیوحرفهای صنعت نفت ایران باتمام مختصات و ویژگیهایش، و استفاده نکردن از آن تجربیات ارزشمند، منجر به نتایج زیانباری میگردد که جبران آن اگر محال نباشد، بسیارپرهزینه است. لينك مطلب در نفت نیوز
Comments (3)
|